آرشیو برچسب: ابعاد پرسشنامه والدگری آلاباما (فرم کودکان)

پرسشنامه والدگری آلاباما (فرم کودکان)

هدف: ارزیابی سبک های والدگری والدین (والدگری مثبت، تنبیه بدنی، مشارکت پدر، عدم اطلاع از یکدیگر، اقتدار، نظارت ضعیف)

تعداد سوال: 44
تعداد بعد: 6
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه والدگری آلاباما (فرم کودکان)

والدگری چیست؟

 والدگری یکی از مهم‌ترین منابع لذت و خوشی ومبارزه در زندگی است. تقریبا میلی جهانی در والدین وجود دارد که به محض تولد کودک، تعهد عمیقی را برای آنها ایجاد می‌کند تا سلامتی و شادمانی پایداری را برای کودک خود تضمین کنند. هنوز بسیاری از والدین سفر والدگری‌شان را با این عقیده شروع می‌کنند که چه طور از والدینی که خودشان داشتند، والدین بهتری باشند.

هر کودک فرصتی را برای والدین خود فراهم می‌کند که احساس مسئولیت عمیقی را برای آنها با خود به همراه می آورد. امروزه والدگری را می توان هم به عنوان یک علم (قوانین و اصول پیشرفت از طریق مطالعه سیستماتیک) و هم به عنوان یک هنر(مهارت هدایت فعالیت انسان) در نظر گرفت.

چگونه سلامت کودک و تحول او به رفتارهای والدین مرتبط می‌شود؟ سلامت کودک به چیزی فراتر از بارداری سالم، تولد طبیعی و قضاوت های فیزیکی مرتبط می‌شود. در اصل هزاران علت، اختلال، حادثه و عوامل محیطی کودک را در معرض خطر تحول نا مناسب قرار می‌دهد.(باتشاو،۲۰۰۰٫ رارنی و رارنی،۱۹۹۸). بدون شک نوباوگان وخردسالان، به طور خاصی آسیب‌پذیرند و نمی‌توانند مستقل از والدین، از خودشان مراقبت کنند. حتی کودکان بزرگتر، نوجوانان و جوانان نیز، با وجود افزایش مهارت‌هایشان، به راهنمایی و حمایت دیگران نیاز دارند.شاید نوع آسیب‌پذیری کودکان بزرگتر از کودکان کوچکتر متفاوت باشد، اما پیامد های بالقوه‌ی خطر در سراسر دوران تحول باقی می‌ماند. میزان سلامتی و حمایت محیطی که والدین برای کودکان خود فراهم می‌کنند جزء مهمی در زندگی آنها است.

در سال های اخیر، توجه زیادی به این موضوع شده است که والدین باید چگونه با فرزندان خود رفتار کنند، و چه رفتارهایی را نباید انجام دهند. هم چنین در دهه‌های اخیر، تحقیقات زیادی در مورد اثرات شیوه‌ی فرزندپروری بر رشد کودکان صورت گرفته است.

نوع رابطه‌ای که والدین با کودک خود برقرار می‌کنند، بر شبکه‌ی ارتباطی کودک (ارتباط با خانواده، ‌دوستان و سایر مردم)اثرگذار خواهد بود. زیرا خانواده اولین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود می آورد.

هر خانواده شیوه‌های خاصی را تحت عنوان سبکهای والدگری در تربیت فرزندان خود به کار می‌گیرد که از عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. پژوهشگران تلاش کرده‌اند که این شیوه‌ها را در قالب‌های کلی و منسجمی درآورند. بامریند یکی از این محققان است که براساس کنترل والدینی سه سبک فرزندپروری را مشخص نموده است که شامل سبک‌های”مستبدانه یا سلطه‌گر”،”مقتدر” و “سهل‌گیر” می‌باشد. سبک مستبدانه شامل قوانین اجباری و سخت و سطوح پایین پذیرش است. سبک مقتدر ترکیبی از کنترل و حمایت علاقه‌مندی منطقی است و اعمال قوانین ثابت همراه با نشان دادن پذیرش از جانب والدین را دربر می‌گیرد. وسبک سهل‌گیر، سطوح پایین‌تری از کنترل را دربر می‌گیرد.

مک‌کوبی و مارتین با افزودن بعد پذیرش والدینی مطالعات بامریند را توسعه بخشیدند و سبک “بی‌اعتنا” را به عنوان سبک چهارم به مطالعات قبلی اضافه نمودند. بنابراین والدین مقتدر، پذیرش و کنترل بالایی دارند. در حالی که والدین مستبد کنترل بالا و پذیرش پایینی را نشان می‌دهند. همچنین والدین سهل‌گیر با این که پذیرش بالایی دارند، کنترل کمی را اعمال می‌کنند و والدین بی اعتنا هم پذیرش پایینی را نشان می‌دهند و هم کنترل کمی را اعمال می‌کنند.

اما این تحقیقات بیشتر دربرگیرنده سبک‌های فرزندپروری مادر هستند و تمرکز چندانی بر نحوه تعامل پدر با کودک نشده است. حتی به نحوه تعامل پدر و مادر با یکدیگر و اثر این تعامل بر کودک نیز توجه زیادی نشده است. پژوهش‌های زیادی نشان می‌دهند که پدران و مادران در ویژگی‌های لازم برای فرزند‌پروری با هم متفاوتند. به عنوان مثال بولاندا، ساباتینی و لیپر(۲۰۰۴) معتقدند، پدرانی که دیدگاه سنتی دارند، نسبت به پدران آزاداندیش در امور فرزند پروری دخالت کمتری می‌کنند. هم چنین مادران بیشتر از سبک مقتدر در تعاملات خود با فرزندشان استفاده می‌کنند؛ در حالی که پدران در پرورش فرزندان پسر از سبک مقتدر و درباره ی فرزندان دختر از سبک مستبد استفاده می‌کنند. در نتیجه‌ی این تفاوت‌ها،‌ در می‌یابیم که تنها سبک فرزندپروری مادر نمی‌تواند نماینده کل خانواده باشد.

در تحقیقی که سیفی و همکارانش درباره‌ی ترکیب سبک‌های فرزند پروری والدین و رابطه آن با میزان اضطراب فرزندان‌شان (۱۳۸۸) انجام دادند دریافتند که زمانی که هم مادر و هم پدر سبک مقتدر را در پیش می‌گیرند، کودکان‌شان کمترین میزان اضطراب را متحمل خواهند شد. اما زمانی که مادر سهل‌گیر و پدر مستبد باشد و زمانی که مادر بی‌اعتنا و پدر سهل‌گیر باشد، کودک بیشترین اضطراب را نشان خواهد داد. هم چنین زمانی که مادر سهل‌گیر است ، اگر پدر تعامل مقتدرانه‌ای با فرزند خود داشته باشد، اضطرابی که کودک نشان می‌دهد کمتر از زمانی است که پدر مستبد باشد. بنابر این زمانی که حداقل یکی از والدین تعامل مقتدرانه‌ای را با کودک شکل دهد، فشار کمتری احساس خواهد شد تا زمانی که هیچ یک از والدین مقتدر نباشند.