پرسشنامه هنجار تقابل اجتماعی (پروگینی و همکاران، 2003)

هدف: ارزيابي ابعاد مختلف تمایل به هنجار تقابل اجتماعی (تقابل منفی، باور به تقابل، تقابل مثبت)

تعداد سوال: 27

تعداد بعد: 3

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 4900 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه هنجار تقابل اجتماعی (پروگینی و همکاران، 2003)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

تعريف تقابل

تعريف اصطلاح تقابل، به سادگي امکان پذير نيست. زيرا معادل هايي چون « نزاع » ، « کشمکش »، « انحراف »، « تضاد »، « تزاحم »، « دوگانکي » و « دشمني » در نام گذاري اين نظريه نيز در نظر گرفته شده است. آلبرت ( 1979 ) تقابل را نوعي از رفتار جمعي تلقي مي کند که يک شخص به ديگري آسيب مي رساند. در اين تعريف آسيب، شرط لازم تقابل تلقي شده است. در تعريف ديگري آسيب، از رفتار جمعي توأم با تقابل حذف شده است. مطابق با اين نظر تقابل زماني اتفاق مي افتد که دو فرد يا بيشتر، احساس دشمني يا خطر نسبت به يکديگر داشته باشند. عده اي نيز دشمني را شرط تقابل نمي دانند. بلکه آن را رقابت با وجود عدم توافق در رفتار مي دانند.
کارکردگرايان، عملي را به عنوان « تقابل » تلقي کرده اند که در نهايت به انحراف انجاميده باشد. در اين صورت تقابل، شکل انحرافي عمل در سطح فردي و جمعي است.
در بدو امر تقابل به شکل رفتار اجتماعي اي اطلاق مي شود که ناشي از کنش بين دو فرد جهت کسب منافع مشترک در دو جهت مخالف ( انحرافي يا غيرانحرافي ) باشد. در اين تعريف چندين عنصر در نظر گرفته شده است:
1- تقابل شکل رفتار اجتماعي است نه خود رفتار اجتماعي.
2- تعريف بر رفتار تحريک شده تأکيد دارد، کنش انساني تحريک شده است.
3- در تعريف فرض گرديده که رفتار تقابلي يک کنش همگراست. زيرا تقابل متکي بر خواسته و هدف کنشگران است.
4- درگيري توأم با مخالفت است. زيرا هر يک از طرفين مانع دست يابي ديگري به هدف است.
5- تقابل يک جريان مستمر و پيچيده است که به طور ساده شروع نمي شود و پايان نمي يابد.
با توجه به ويژگي هايي که ذکر شد امکان تمييز تقابل با ديگر مفاهيم نزديک بدان وجود دارد. به عنوان مثال: جرج زيمل با تکيه بر تعريف واحد از تقابل اجتماعي به تفکيک « دشمني و تقابل پرداخته است. او تقابل را اين گونه تعريف مي کند: « تقابل نزاع براساس ارزش ها و موقعيت ها، قدرت و منافع، حذف رفتارها و ايجاد جراحات در طرف مقابل است ». او به طور آشکار به تفکيک ديگر مفاهيم تقابل نپرداخته است. ولي کوزر ( 1956 ) اظهار کرده که: تمايز بين تقابل و احساس دشمني امري اساسي است. تقابل هميشه در کنش متقابل بين دو يا چند نفر اتفاق مي افتد. در حالي که احساس دشمني مقدمه ي تقابل است. احساس دشمني به جاي اين که به کنش متقابل ارتباط داشته باشد به کنش ارتباط دارد. ( Coser, 1956 )
تقابل موضوعيت هاي گوناگون دارد. يک وجه آن تقابل مثبت و ديگري تقابل منفي است. صورت ديگر تقابل را با تامور، در مقاله ي « مطالعه ي تقابل اجتماعي »، تحت عنوان تقابل بين المللي و تقابل ملي، مورد بررسي قرار داده است. از نظر او تقابل بين المللي بين ملت ها، امپراطوري ها، يا گروه هاي قومي است، در حالي که تقابل ملي شامل نزاع هاي انقلابي و جنگ هاي ملي مي شود.
از نظر باتامور، کنت و اسپنسر تقابل بين المللي و مارکس تقابل ملي را مطرح کرده اند. علاوه بر آن، اسپنسر نزاع بين جوامع در حال گذار از نظامي به صنعتي و مارکس نزاع بين طبقات را نيز مطرح مي کنند. ( باتامور، 1374 )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *