مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS)

هدف: ارزیابی عواطف مثبت و منفی در افراد

تعداد سوال: 20

تعداد خرده مقیاس: 2

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد 

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS)

خلقيات و هيجان هاي افراد بازتاب واكنش به رويدادهايي است كه براي آن ها رخ مي دهد. هر فرد قضاوت هاي گسترده اي درباره ي زندگي خود و به عنوان يك كل و نيز زير مجموعه هاي آن از قبيل كار و تحصيل دارد. بنابراين سلامت ذهني شامل مؤلفه هايي از قبيل عواطف، رضايت از زندگي و كار است.

عواطف مثبت و منفي، از جمله عواملي است كه در بهداشت روان، رضايت از زندگي و نهايتاً كارآيي افراد نقش موثري را ايفا مي كند.

وجود تفاوت هاي فردي بين افراد در زمينه هاي مختلف از قبيل هوش، استعداد، رغبت ها، توانايي ها و مواردي از اين قبيل، استفاده از دانش روان سنجي را جهت تشخيص و شناسايي اين ويژگي ها براي رسيدن به اهداف بالا، امري ضروري مي سازد.دانش روان سنجي يا روان آزمايي از طريق كمي ساختن پديده هاي رواني و كيفي، در شناخت اين تفاوت ها نقش اساسي و مهمي را بر عهده دارد. البته بيان اين نكته نيز ضروري است كه كمي ساختن پديده هاي كيفي و رواني بدون بهره گيري از آزمون معتبر و روا تاييد نمي گردد.

آزمون ها انواع مختلفي دارند و از آن ها به طور گسترده اي در مراكز مختلف از قبيل سازمان هاي دولتي،مدارس،مراكز درماني و مؤسسه هاي صنعتي استفاده مي شود. نتايج اين آزمون ها مي تواند در تشخيص و شناسايي مشكلات رواني و اندازه گيري استعداد، هوش و ديگر ويژگي هاي شخصيتي افراد، همچنين طبقه بندي آن ها بر اساس اين خصوصيات، پيش بيني موفقيت اشخاص در زمينه هاي مختلف آموزشي و شغلي مورد استفاده قرار گيرند. آزمون ها مي توانند اطلاعات دقيق و معتبري در موارد ذكر شده در اختيار اشخاص، اطرافيان آن ها، براي تصميم گيري درست و منطقي در موقعيت هاي مختلف زندگي، قرار دهند.

با توجه به مطالبي كه در بالا اشاره شد و اهميت آزمون ها و كاريرد فراواني كه براي اخذ تصميم در موقعيت هاي آموزشي، درماني ، شغلي و غيره دارند، ضرورت نرم يابي و استاندارد ساختن آن ها در موقعيت هاي محلي مختلف براي دست يابي به اطلاعات معتبر و كارآمد افزون مي سازد.

عواطف نيز به اندازه جسم و ذهن در تاريخ زندگي، تجربيات، درك عميق و روابط آدمي داراي سهم هستند. عواطف مانند انرژي؛ وارد سيستم هاي بدن مي شوند و احساس فرد را برمي انگيزد تا فرد از خود بپرسد كه هستم؟ اين انرژي آن طور كه تصور مي شود نه بوجود مي آيد و نه از بين مي رود بلكه به جريان مي افتد.

در بررسي ها روشن شده كه عوامل كاميابي افراد برجسته، ناشي از احساسات مثبتاست. كه آنان در خود ايجاد مي كنند و برعكس، افراد ناموفق كساني هستند كه احساسات منفي را در خود پرورش مي دهند. اين عوامل مثبت عبارتند از:

عاطفه عزت نفس، دوست داشتن، عزيز داشتن خويش، خويشتن پذيري، مسئوليت پذيري، آرمان داري، برنامه ريزي مغز و ذهن، مثبت انديشي، روياپردازي، الهام گرفتن، تغييرپذيري، خوش مشربي، ماجراجويي، بردباري و … و از جمله احساسات منفي مي توان از:بدبيني، ترس از شكست، اضطراب، احساس ناتواني، احساس حقارت، ترس از تنبيه، احساس جبر، احساس عدم امنيت، فرار از پذيرش مسئوليت، احساس گناه و … نام برد.

نانسي گيبز مي گويد: وقتي ما به درخشش و برجستگي انسان مي انديشيم و به كسي مثل ”انيشتين“ فكر مي كنيم، تصور ما يك ماشين انديشه و تفكر است كه پوست انسان بر آن كشيده شده است … اما آن چه با شگفتي مشاهده مي كنيم اين است كه استعدادهاي طبيعي موجود در برخي افراد شكوفا مي شوند و در عده اي پژمرده مي گردند.

به نظر مي رسد توانايي ظهور تأخيري كاميابي ها، نشانه اي از نمايش استعدادها و نوعي مهارت اساسي در انسان هاست كه به طور خلاصه به آن ”هوش احساسي يا استعداد عاطفي مي گوييم و اين همان پديده اي است كه آزمايش هاي تست هوش آن را نمي تواند نشان دهد. دانشمندان در بخش عمده اي از قرن حاضر به ستايش و شناخت بخش سخت افزاري مغز و نرم افزاري فكر پرداختند اما نيروي به اصطلاح  آشفته و پريشان دل را به شاعرها واگذار كردند.

احساسات منفي را به نوعي ترمز در زندگي و احساسات مثبت را به نوعي گاز در زندگي تشبيه مي كنند كه سرعت كاميابي را افزايش مي دهد.

اگر نيروي محرك هوش در قرن بيستم ضريبهوشبوده است. بنابراين طبق شواهد موجود در آغاز قرن بيست و يكم استعداد عاطفي و انواع مربوطه، هوش سودمند و خلاق خواهد بود. البته هنوز افرادي وجود دارند كه عواطف را به كلي ناديده مي انگارند و آن ها را منطقه ي خطر تلقي مي كنند كه به هر قيمت بايد از آن اجتناب كرد.

عاطفه ي مثبت: حالتي از انرژي فعال، تمركز زياد و اشتغال به كار لذت بخش مي باشد و كاهش عاطفه مثبت با اندوه و افسردگي همراه است.

عاطفه ي منفي: يك بعد عمومي از ياس دروني و عدم اشتغال به كار لذت بخش است كه به دنبال آن حالت هاي خلقي اجتنابي از قبيل خشم، حقارت، احساس گناه، ترس و عصبانيت پديد مي آيد، و كاهش عاطفه منفي منجر به يك حالت آرامش مي گردد.

اين دو عامل يعني عاطفه ي مثبت و منفي نمايش دهنده ابعاد اصلي حالات عاطفي مي باشند.

عاطفه منفي با استرس گزارش شده توسط خود و نيز نقض منابع مقابله با استرس ارتباط دارد،و نيز شكايت از مشكلات  مربوط به سلامت مرتبط است و همچنين با فراواني رخدادهاي نامطلوب ارتباط نشان داده است.

برعكس عاطفه مثبت ارتباط با فعاليت هاي اجتماعي و رضايت و نيز فراواني رويدادهاي مثبت در زندگي دارد.

در تحقيقات فوق همواره عاطفه از نوع مقابل با عوامل نام برده شده ارتباطي نشان نداده است كه به معني استقلال اين عوامل مي باشد. بيشتر پژوهش ها نشان داده است كه مقياس هاي عاطفي مثبت و منفي با يك ديگر ارتباط نداشته است و يا ارتباط ضعيفي دارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *