پرسشنامه عوامل مؤثر بر عدم بکارگیری دانش آموختگان رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی

هدف: ارزیابی عوامل مؤثر بر عدم بکارگیری دانش آموختگان رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی (عوامل شخصی، عوامل سازمانی، عوامل اجرایی، عوامل آموزشی)

تعداد سوال: 38

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 4500 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه عوامل مؤثر بر عدم بکارگیری دانش آموختگان رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

اکثر کشورهای دنیا با مسائل و مشکلات اشتغال درگیرند ولی تعدد عوامل مشکل‌آفرین و ناشناخته‌بودن برخی از آن‌ها در کشورهای جهان سوم موجب پیچیده‌تر شدن موضوع شده است. امروزه مدیریت کلان کشور به دنبال استفاده از روش‌های علمی برای شناخت و کنترل عوامل مشکل‌آفرین در زمینه اشتغال و تبدیل چالش‌ها به فرصت‌ها برای شتاب‌دادن به حرکت توسعه می‌باشد. لذا در این خصوص نیروی انسانی مناسب در اقتصاد دانش‌محور به فردی اطلاق می‌شود که بر اساس نیازهای بازار آموزش دیده باشد. پس‌با توجه به اینکه نقش آموزش عالی در راهبرد توسعه مبتنی بر دانش، کلیدی و محوری است ‌لذا آموزش عالی می‌تواند به عنوان موتور محرک در توسعه کشور به منظور ایجاد اشتغال مولد و مؤثر برای تربیت نیروی انسانی عمل نماید.

بازار کار و اشتغال ایران برای بارور شدن نیاز به همکاری دانشگاه‌ها دارد. برای آنکه دانشگاه‌ها بتوانند به بازار کار کشور کمک کنند اول باید نیازهای بازار کار را به خوبی بشناسند. سپس بر اساس این شناخت از طریق توانایی‌های بالقوه خود و دیدگاه‌های علمی مناسب با شرایط اقتصادی و فرهنگی به حل نیازهای بازار کار بپردازند. بین تعلیم و تربیت و اشتغال رابطه‌مستقیمی وجود دارد آموزش عامل توسعه و توسعه عامل افزایش اشتغال است. عمده‌ترین عامل بیکاری دانش‌آموختگان، افزایش جمعیت، رکود اقتصادی و رشد تکنولوژی است. دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی عهده‌دار رسالت‌هایی چون تولید دانش، تربیت نیروی متخصص مورد نیاز جامعه، گسترش فناوری، نوآوری و خلاقیت می‌باشند. مهم‌ترین رسالت آموزش عالی مسئله کارآفرینی است. کارآفرینی به معنی شغل‌آفرینی نیست بلکه پروسه خلق سازمان‌های جدید و برخورد خلاقانه با موفقیت‌های تازه و کشف پتانسیل‌ها است. نظام آموزش عالی کشور به عنوان یکی از دو قطب تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران مسئولیت تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد مورد نیاز جامعه را در سطوح و رشته‌های مختلف به عهده دارد. براساس بررسی‌های به‌عمل‌آمده در زمینه چگونگی عملکرد نظام آموزش عالی می‌توان گفت که بنا به دلایل مختلف دست‌یابی به هدف فوق در سطح جامعه محقق نشده است. کشورمان با در اختیار داشتن نیروهای جوان و پر انرژی جویای کار می‌تواند در بازار رقابتی جهانی جایگاه ویژه ای برای خود با تلاش کارآفرینان دانش‌آموخته علمی‌کاربردی توانمند کسب نماید.

در حال حاضر مسئله بیکاری بویژه برای جوانان و حتی فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها از معضلات بسیار مهم کشور محسوب می‌شود و با توجه به محدودبودن توانایی جذب آنان در مراکز دولتی راهی جز بکارگماری آنان در بخش خصوصی و خوداشتغالی وجود ندارد.

جذب فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور در بازار کار منوط به داشتن توانائی‌ها و ویژگی‌هایی است که بخشی از آن‌هــا می‌بایست در طول دوران تحصیل در دانشگاه ایجاد گردد. به نظر می‌رسد عدم تناسب بین فرآیندها و مواد آموزشی رشته‌های تحصیلی موجود در دانشگاه‌های نظری با مهارت‌ها و توانائی‌های مورد نیاز بازار کار، مهم‌ترین عامل موفق نبـــودن فارغ‌التحصیلان در کاریابی و اشتغال است. علاوه بر این مورد، برخی از عوامل بیــــرونی که خارج از حوزه فعالیت و کنترل نظام آموزش عالی است نیز بر اشتغــــال فارغ‌التحصیلان تاثیر به‌سزایی دارند. چالش‌ها و فرصت‌های نظام آموزش عالی در تأمین نیازهای مهارتی نیروی انسانی مورد نیاز بازار کار از دو بعد عوامــــل بیرونی و درونـی مورد توجه قرار مـی‌گیرد.

برخی از موارد شاخص عوامل درونی عبارتند از: 1 – عدم تناسب بین ظرفیت فعلی پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها و نیازهای آتی بازار کار 2 – عدم تناسب بین محتوای آموزش با مهارت‌های شغلی 3 – عدم توفیق دانشگاه‌ها در ایجاد و تقویت روحیه علمی و انگیزه خدمت‌رسانی به جامعه در دانشجویان 4 – مشخص نبودن حداقل قابلیت‌های علمی و عملی برای فارغ‌التحصیل شدن 5 – عدم آشنایی اعضای هیأت علمی با فرآیند و نحوه انجام امور در واحدهای تولیدی و خدماتی مرتبط با رشته تحصیلی فارغ‌التحصیلان 6- ناکارآمدی اعضای هیأت علمی در تربیت نیروی کار متخصص مورد نیاز جامعه. برخی از موارد شاخص‌عوامل بیرونی عبارتند از: 1 – رواج‌نیافتن و مشخص نبودن فرهنگ کارآفرینی و کم‌بودن تعداد کارآفرینان 2 – عدم توسعه کانون‌های فارغ‌التحصیلان و ناکارآمدی آن‌ها در هدایت شغلی 3 – رقابت شدید برای کسب مشاغل موجود.

تأسیس دانشگاه جامع ‌علمی‌کاربردی گامی بسوی نزدیک‌کردن محیط‌های آموزشی و مؤسسات مولد اشتغال می‌باشدکه باعث ارتقاء سطح دانش و مهارت فارغ‌التحصیلان برای برخورداری از توان و قدرت فکری متناسب با بازار کار برای رسیدن به افزایش سرمایه معنوی و عقلانی شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *