مقیاس خودناتوان سازی جونز و رودوالت

هدف: سنجش گرایش افراد به خودناتوان سازی از ابعاد مختلف (خلق منفی، تلاش، عذرتراشی)

تعداد سوال: 23
تعداد خرده مقیاس: 3
شیوه نمره گذاری: دارد
روایی و پایایی: دارد
منابع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

مقیاس خودناتوان سازی جونز و رودوالت

خودناتوان سازی چیست؟

خودناتوان سازی[1] واژه ای است که از سال 1960 در منابع روانشناسی مورد توجه قرار گرفته است. خود ناتوانسازي، اولين بار توسط جونز و برگلاس که از پیشگامان این حوزه هستند،مطرح شد. خودناتوان سازی از نظر آنها به معنای ایجاد یا ادعای وجود مانع برای عملکرد موفقیت آمیز است ، که در صورت شکست ،موانع موجود علت شکست تلقی شوند و فرد سرزنش نگردد . به بیانی دیگر آنها خود ناتوان سازی را یک رفتار یا انتخاب مجموعه ای از عملکردها تعریف کرده اند که فرصت مناسبی به وجود میآورد تا افراد شکست را به عوامل خارجی وموفقیت را به عوامل درونی نسبت دهند [2]. خودناتوان سازی به عنوان راهبردی تعریف میشود که فرد برای توجیه شکست احتمالی خود با دستکاری ، موقعیت عذری ایجاد میکند و همچنین زمانی که فرد از پذیریش مسئولیت عملکرد خود اجتناب میکند ، نوعی راهبرد خود ناتوان سازی را به کار میگیرد .

پژوهش ها نشان داده اند این رفتار در موقعیت هایی که برای فرد مهم است ، مانعی برای موفقیت میشود. افرادی که قبل از امتحان تمرین کافی انجام نمیدهند یا ادعا میکنند که دچار یک مشکل ناتوان کننده شده اند یا روحیه خوبی ندارنداز جمله مثالهای خود ناتوان سازی هستند.  طبق نظر برگلاس و جونز[3] ، خود ناتوانسازها در دنياي ورزش كساني  هستند كه عملكرد بد خود را به عوامل خارجي نسبت ميدهند، مثل ورزشكاران گلفی كه از انجام تمرينات اجتناب ميكنند تا بعدا بتوانند بهانه اي براي عملكرد احيانا ضعيف خود داشته باشند.

انواع  خودناتوان سازی

خودناتوان سازی میتواند به دو صورت رفتاری[4] و ادعا شده[5] باشد ، خود ناتوان سازی رفتاری عبارت است از انجام و یا عدم انجام کاری به منظور عذر تراشی ، و خود ناتوان سازی ادعا شده ، تلاش کلامی برای توجیه دیگران در مورد دلایل شکست است به نحوی که فرد مورد سوال و سرزنش قرار نگیرد(لیری و شپرد،1986).تلاش ناکافی و مصرف دارویی ، که روی عملکرد فرد تاثیر بد دارد ، از دیگر شکل های رفتاری خودناتوان سازی است. . از طرف دیگر ادعای داشتن استرس یا خلق بد که مانعی برای انجام موفقیت امیز تکالیف است خود ناتوان سازی ادعایی محسوب میشود از مثال های رایج خود ناتوان سازی ،رفتار دانشجویانی است که وقتی نگران عملکرد خود در امتحان هستند ادعاهایی میکنند مانند «من نتوانستم خوب بخوابم»، «خسته بودم و نتوانستم متمرکز شوم » و «دفعه بعد عملکرد بهتری خواهم داشت » و حتی موقعی که به آنهای کمک میشود و موقعیتی فراهم میشود تا بتوانند بهتر درس بخوانند مسائل دیگری را مطرح میکنند مانند « وقت کافی نداشتم» ، « ماشین خراب شد، در راه ماندم» و ….

رفنار خودناتوان سازها

رفتارهاي خودناتوان ساز شامل اقدامات و اعمال متعددي است ، مثل تغيير دادن ميزان يا، كيفيت تمرين درسي يا ورزشي (رودوالت، سالتزمن و وايت مر) ايجاد مشكلات جسمي . يا گزافه گويي در مورد آن ها، مثل بيماري يا آسيب يا تمركز بر عيب هاي واقعي يا خيالي.  روانشناسان  بيشتر بر اين عقيده اند كه به كارگيري راهبردهاي مقابله با خودناتوان سازي به انگيزش صيانت نفس تعالي  خود منتهي مي شود. ساير راهبردهاي خودناتوان سازي عبارتند از نسبت دادن عملكرد ضعيف به مشكلات جسمي و علائم بدني، چاقي، بدخلقي و تجارب آسيب زاي گذشته . نتایج مطالعه آنان نشان داد که در موقعییت های استرسزا انتظار میرود افراد خودناتوان ساز بر جنبه های منفی موقعیت متمرکز شوند و در مقابل چالش ها عقب نشینی کنند. Rossو همکاران نشان دادند که یکی از کارکردهای افسردگی به عنوان شکلی کلی از خودناتوان سازی ، کاهش مسؤولیت در مقابل شکست ها است . Warner و  Moore دریافتند دانشجویانی که از راهبردهای خودناتوانسازی بیشتر استفاده میکنند ، هیجانات منفی بیشتر استفاده میکنند ، هیجانات منفی بیشتری در آنها دیده میشود و از طریق کناره گیری از مسائل به مقابله با فشار روانی میپردازد . از این رو خلق منفی عاملی پایه ای در خودناتوان سازی است .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *