پرسشنامه سنجش نگرش معنوی

هدف: بررسی دو مولفه هوش معنوی (نگرش معنوی، توانایی معنوی)

تعداد سوال: 43
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
نوع فایل: word 2007
منبع:‌ دارد

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سنجش نگرش معنوی

نگرش معنوی چیست؟

تعاریف گوناگون از «معنویت» و «رشد معنوی» ارائه شده است. گروهی از پژوهشگران5 تعریف ذیل را دربارة مفهوم «معنویت» ارائه داده اند: «معنویت» در لاتین از واژة اسپریتوس6 به معنای «زندگی» یا «روشی برای بودن» و «تجربه کردن» است که با آگاهی یافتن از یک بعد غیر مادی به وجود می‌آید و ارزش‌های قابل تشخیص آن را معیّن می‌سازد. این ارزش‌ها به دیگران، خود، طبیعت و زندگی مربوط است. مقایسة این تعریف از «معنویت» با آنچه آلیستر هاردی7 ارائه کرده، قابل توجه است.

هاردی معتقد است: ویژگی‌های عمدة تجربه‌های معنوی و مذهبی انسان در اشتیاق او نسبت به یک واقعیت فرامادی8نمایان می‌شود و این اشتیاق غالباً در اوایل کودکی خود را نشان می‌دهد؛ این احساس که چیزی (حضوری) «سوای خودم» قابل دریافت و ادراک است و علاقه به شخصی‌سازی این حضور در قالب نوعی الوهیت و نوعی رابطة «من ـ تو»9 با آنچه از طریق نماز و نیایش برقرار می‌شود.

«معنویت سالم» از نظر وون10 خاص آزادی فرد، استقلال، عزّت نفس و نیز مسئولیت اجتماعی اوست. معنویت سالم انسانیت را انکار نمی‌کند و به منع یا انکار احساسات نمی‌پردازد. به نظر وی، معنویت سالم بالقوّه در هر کس وجود دارد. معنویت سالم در تجارب ریشه دارد و می‌تواند شامل ویژگی‌های ذیل باشد: اصالت، رها کردن گذشته، مواجه شدن با هراس‌ها، بینش‌ها، بخشش‌ها، عشق و همدردی، جامعه‌پذیری، آگاه بودن، صلح، و آزادی.11

ایمونز12 بیان می‌کند که «معنویت» جست‌وجویی برای یافتن عناصر مقدّس، معنایابی، هشیاری بالا و تعالی است .آبرهام مازلو13 نیز معنویت را از مهم‌ترین عناصر نگرش انسان‌گرایانه دانسته است. مازلو معتقد بود: «معنویت» مسئولیتی عمومی است که بر دوش همة افراد بشر است. وی اعتقاد داشت: تجارب معنوی، ما را از ساحت آگاهی متعارف به ساحت برتری از هستی منتقل می‌کند و به ما امکان می‌دهد تا ارزش‌های متعالی خود، مانند حقیقت، زیبایی، هنر و عشق را، که مازلو «ارزش‌های وجودی»14 می‌نامد، معنا کند.15

برخی از روان‌شناسان16 «معنویت» را به عنوان تلاش دایم بشر برای پاسخ دادن به چراهای زندگی تعریف کرده اند. به عبارت واضح تر، استفادة بهینه از قوّة خلّاقیت و کنجکاوی برای یافتن دلایل موجود مرتبط با زنده ماندن و زندگی کردن و در نتیجه، رشد و تکامل، بخش مهمی از معنویت است. در نتیجه، می‌توان گفت: رشد معنوی از زمانی آغاز می‌شود که کودک به دنبال دلیل می‌گردد و دربارة پدیده‌های موجود در اطراف خود، سؤال می‌کند.

«معنویت» از دیدگاه غباری بناب و همکاران او عبارت است از: ارتباط با وجود متعالی، باور به غیب، باور به رشد و بالندگی انسان در زمینة گذشتن از پیچ و خم‌های زندگی و تنظیم زندگی شخصی بر مبنای ارتباط با وجود متعالی و درک حضور دایمی وجود متعالی در هستی معنادار، سازمان‌یافته و جهت‌دار الوهی.17

از دیدگاه قرآن و اسلام نیز «معنویت» تعریف ویژه و بخصوصی دارد: نگاه دین اسلام به انسان آن است که او برای تأمین هدفی خاص، به این عالم پا نهاده است که آن هدف با رفتار و ارادة خود او حاصل می‌شود. هر فکر، اعتقاد و رفتاری، حتی تصور ذهنی، اثر خارجی و واقعی دارد که آدمی را به سویی می‌برد. به طور کلی، در اسلام معنویت عبارت است از: درک ارتباط با وجودی متعالی که به کمک عمل به برنامه ای ویژه در مدت زندگی برکرة زمین، حاصل شده و روز به روز شدت یافته، از او وجودی خاص می‌سازد که در عالم هستی، مطلوبیت ذاتی دارد و با یاد خدا تجلّی می‌یابد.18

جامی با مروری جامع بر متون اسلامی، مؤلّفه‌های ایمان و معنویت را تشریح کرده است. مهم‌ترین این مؤلّفه عبارت است از: توانایی در تشخیص معنای زندگی؛ مرگ و حوادث مربوط به حیات، نشور و مرگ؛ تشخیص قوام هستی و روابط بین فردی بر فضیلت عدالت انسانی؛ تشخیص فرایند رشد معنوی و تنظیم عوامل درونی و بیرونی در جهت رشد بهینة این فرایند معنوی؛ تشخیص الگوهای معنوی و تنظیم رفتار بر مبنای الگوی معنوی؛ همچنین توانایی درک حضور خداوند در زندگی روزمرّه و درک زیبایی‌های هنری و طبیعی و ایجاد حس قدردانی و تشکر.

عوامل مؤثر در معنویت، که در متون اسلامی «تقوا و پرهیزگاری» قلمداد شده است، به همراه تمرینات روزمرّه از قبیل تفکر در خلقت، اندیشه در آفاق و انفس، روزه‌داری، عبادات، خواندن قرآن، تدبّر صادقانه در آیات آن می‌تواند نقش اساسی در تقویت معنویت داشته باشد.19

با در نظر گرفتن تعاریف مطرح شده، می‌توان به وجوه اشتراک بسیاری در بین تمامی تعاریف دست یافت که از آن جمله، می‌توان به نکات کلیدی ذیل اشاره کرد:

1. اعتقاد به وجودی متعالی و درک حضور او و برقراری ارتباط با او؛

2. تلاش برای پاسخ به چراها و یافتن معنا و هدف در زندگی؛

3. توجه و درک پدیده‌های فرا مادی؛

4. هشیاری بالا وآگاهی نسبت به خود و محیط اطراف و تلاش برای رسیدن به خودشناسی؛

5. قرارگرفتن در یک فرایند رشد و تکامل که احتمالاً از اوایل کودکی آغاز می‌شود.

در نهایت، دیدگاهی که از همه جامع‌تر است و تمامی وجوه اشتراک با دیدگاه‌های دیگر را دربر می‌گیرد و در کنار آن بهترین شیوه‌های عملی برای قرار گرفتن در مسیر رشد معنوی و رسیدن به تعالی را مطرح می‌کند، دیدگاه ارائه شده توسط قرآن و دین مبین اسلام است بر اساس آیاتی از قرآن، که در زمینة آفرینش خاص انسان است (برای مثال، آیات 30ـ33 سورة «بقره» و آیة 30 سورة «روم»: (پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن. این فطرتی است که خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده) و روایاتی از ائمّة اطهار(ع) که می‌فرمایند: «خدا انسان‌ها را چنین آفرید که او را بشناسند و بدانند جز او پروردگارى نیست»20و یا «خداى متعال همة انسان‌ها را بر اساس توحید آفریده است»)،21 می‌توان به این نتیجه رسید که همة انسان‌ها دارای گرایش‌های معنوی بالقوّه‌ای هستند که خاص نوع انسان و ملاک برتری او بر دیگر موجودات است.22

بر اساس آنچه ذکر شد، وجود گرایش‌های معنوی به وجود قوّة تعقل در انسان برمی‌گردد؛ اینکه انسان با قوّة تعقّل خویش می‌تواند به تفکر و تفحّص در خود و محیط اطراف خویش بپردازد و به علت و معنای امور پی ببرد. در واقع، توجه به گرایش‌های معنوی با پشتوانة تعقّل، موجب به وجود آمدن نگرش معنوی در انسان می‌شود. در نتیجه، نگرش معنوی را می‌توان ناشی از عمق آگاهی انسان و شناخت او دانست که ازسطح و ظاهر اشیا و امور عبور می‌کند و به درون و ذات و ماهیت آنها و روابط و وابستگی‌های آنها با هدف جست‌وجوی علت و معنا نفوذ می‌نماید؛ همچنان که در قرآن کریم، آیات متعددی به تفکر و تعقّل در مخلوقات و پدیده‌های طبیعی برای رسیدن به شناخت نسبت به خداوند و درک حضور او دعوت می‌کند.

از آن جمله، می‌توان به آیات 190 و 191 سورة «آل عمران» اشاره کرد که خداوند می‌فرماید: «مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و شد شب و روز، نشانه‌های روشنی برای خردمندان است؛ همان‌ها که خدا را یاد می‌کنند و در اسرار آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند و می‌گویند: بار الها! این‌ها را بیهوده نیافریده‌ای.» بنابراین، هر قدر گرایش‌ها و نگرش‌های معنوی انسان پایه و زیربنای اعتقادی (اعتقاد به وجود و حضور خداوند) و فکری (تفکر و دانش دربارة آفرینش و معنای آن) پیدا کند، او بیشتر و عمیق‌تر در جریان فرایند رشد معنوی قرار می‌گیرد.

این قرار گرفتن در فرایند رشد معنوی و توجه و ایمان به خداوند و درک حضور او در زندگی تأثیر عمیقی بر دیدگاه و رفتار وی دربارة خودش و روابطش با انسان‌های دیگر می‌گذارد و راه پیدا کردن هدف و معنای صحیح برای زندگی را به او نشان می‌دهد، و این همان دست یافتن به توانایی معنوی و نتیجة نگرش معنوی سالم است.

به بیان دیگر، نگرش از سه بعد «شناختى»، «عاطفى» و «رفتارى» تشکیل مى‌شود.23 بعد «شناختى» به اطلاعات و دانسته‌هاى فرد دربارة یک موضوع، رویداد یا عمل مربوط مى‌گردد. بعد «عاطفى» به احساس خوب یا بد، مثبت یا منفى، مفید یا غیرمفید بودن اشاره دارد. و بعد «رفتارى» نگرش، به آمادگى شخصی براى عمل نظر دارد. این سه عنصر مؤلّفه‌هاى تشکیل‌دهندة حالتى به نام «نگرش» است. این حالت نه تنها از ترکیب این سه عامل ناشى مى‌شود، بلکه تعامل آنها با یکدیگر نیز در این زمینه نقش دارد؛ به این صورت که شناخت فرد و اطلاعات او در امور گوناگون، احساسات و عواطف او را تحت تأثیر قرار داده، حالت خوشایند یا ناخوشایندی در او پدید مى‌آورد.

از سوى دیگر، احساسات مثبت یا منفى و عواطف خوشایند یا ناخوشایند بر شناخت فرد اثر گذاشته، برداشت‌هاى متفاوتى در او پدید مى‌آورد. هر یک از این شناخت‌ها و احساس‌ها آمادگى انسان را براى عمل متأثر مى‌سازد.24 بنابراین، با توجه به تعاریفی که ارائه شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت که نگرش معنوی در حیطة شناختی و عاطفی، و توانایی معنوی در حیطة رفتاری نگرش قرار می‌گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *